سبک زندگی خود را با گلستان سعدی تغییر دهیم
سبک زندگی سالم در گلستان سعدی | امروزه بحث سبک زندگی سالم در هر جامعه، با توجه به تأثیر ویژهای که بر روح و جسم آدمها دارد؛ اهمیت ویژهای پیدا کرده است. ادبیات فارسی ما منبعی غنی از ارائه سبک زندگی بر مبنای خرد، عرفان، عشق و موشکافی دقیق هستی آدمیست. در این میان سعدی، استاد مسلم سخن، در کتاب فاخر گلستان سعدی خود، شیوهی زندگی سالم را ارائه میدهد.
مفهوم سبک زندگی
اندیشه در خصوص چگونه زندگی کردن از دیرباز ذهن آدمها را به خود مشغول کرده است. با پیشرفت فناوری و دانش در جامعه، سبکهای گوناگون زندگی نیز رواج یافته است. اصطلاح سبک نخستین بار توسط بوفن، نویسندهی فرانسوی به کار گرفته شده است.
سبک زندگی در یک تعریف ساده یعنی؛ به کار بردن رفتارها و فعالیتهای هماهنگ و بر روی اعتدال در طول زندگی است؛ که لازمهی آن برخورداری از وحدت و همسو بودن با حیات است. امروزه بسیاری از آدمها، سعی دارند از سبک زندگی والدین خود تقلید نکنند و بنا به روحیات و علایق شخصی خود، سبک زندگی کارآمد و تازهای را برای خود پایه ریزی کنند.
سعدی، استاد سخن
شیخ مصلح الدین، سعدی شیرازی، شاعر و نویسندهی قرن هفتم است که سخن دربارهی کلام او بسیار رفته است. سعدی در کتاب بوستان و گلستان که یکی به نظم و دیگری به نثر است، به مخاطب خود شیوهی زندگی کردن دیگرگونه را میآموزد و هر فارسی زبان باید بر خود ببالد که میتواند از این گنجینههای عظیم در زندگی خود بهره ببرد.
سعدی گلستان را در بهار سال 656 هجری قمری به رشتهی تحریر درآورد که خیلی زود مورد توجه خواص و عوام قرار گرفت. کتاب گلستان سعدی حاصل تجربهی سفرهای اوست. سعدی خود به کتاب گلستان میبالد و همان طور که خودش در دیباچهی گلستان مینویسد: « برای نُزهت ناظران و فُسحت حاضران، کتاب گلستان توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عَیش ربیعش را به طَیش خریف مبدل نکند» و این کتاب پس از قرنها همچنان طراوت خود را حفظ کرده است.
سبک زندگی از دیدگاه سعدی
حکایات و شعرهای سعدی را میتوان خود زندگی دانست، آن گونه که خود سعدی در کتاب گلستان اشاره میکند، وفق و مدارا، عدالت و مروت؛ راه رسیدن به خداشناسیست. سخن سعدی در بوستان و گلستان برای مخاطبان خود آرمان شهری را به تصویر میکشد که باید آن را زیست.
سعدی در کتاب گلستان که به نثر است، با هنر ایجاز و سخن آهنگین خود، حکمتهای پندآموزی را بیان میکند که برای هر اهل خرد و اندیشهای لازم است.
آموزههای جمعی در خصوص سبک زندگی سالم در گلستان سعدی
در باب همدلی
یکی از مهمترین تعلیمهای سعدی برای جامعه بشری دعوت آدمها به همدلی و تیمار نیازمندان است. سعدی بشریت را به هم وابسته و از یک گوهر میداند و معتقد است رنج یک نفر بر دیگران هم اثرگذار است. این شعر سعدی در بالای سردر سازمان ملل نیز نوشته شده است:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک پیکرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
توکز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
(درسیرت پادشاهان، حکایت 10: 66)
در باب مردم آزاری و گلستان سعدی
سعدی در گلستان، مردم آزاری را گناهی میداند که غیر قابل بخشایش است و مرگ فرد ستمکار را بر زنده ماندن او مقدم میداند:
ای زبر دست زیر دست آزار
گرم تا کی بماند این بازار؟
به چه کار آیدت جهان داری؟
مردنت به که مردم آزاری
( در سیرت پادشاهان، حکایت 11: 67)
از دید سعدی آزار دیگران رنجی برای فرد به همراه دارد، که به زودی نمیشود آن را از یاد برد:
« هر که را رنجی به دل رسانیدی، اگر در عقب آن صد راحت برسانی ، از پاداش آن یک رنج ایمن مباش که پیکان از جراحت به در آید و آزار در دل بماند» ( در فضیلت قناعت، حکایت 28: 123)
در باب دوستی در گلستان سعدی
یکی از موضوعهای بسیار مهم در سبک زندگی، هنر دوست یابی است. چرا که ما آدمیان در زندگی خود شبیه به آدمهایی خواهیم شد که در مراوده صمیمانه با آنها هستیم، پس باید این مورد را خیلی خوب مد نظر قرار دهیم و نسبت به آن حساس باشیم.
از نظر سعدی دوست کسی است که دارای خصایص ویژه باشد و از نظر او افرادی که ثبات عقیده ندارند، برای دوستی شایسته نیستند. چرا که به نظر سعدی این افراد « به سلامی برنجند و به دشنامی خلعت دهند» ( در سیرت پادشاهان، حکایت 15: 69).
به نظر سعدی دوست باید در سختیها نیز همراه ما باشد:
دوست مشمار، آنکه در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی
( در سیرت پادشاهان، حکایت 16: 71)
سعدی از دیگر ویژگیهای یک دوست خوب را، خوش رویی او میداند و از نشست و برخاست با آدمهای ترش رو برحذر میدارد:
مبر حاجت به نزدیک ترشروی
که از خوی بدش فرسوده گردی
اگر گویی غم دل با کسی گوی
که از رویش به نقد آسوده گردی
( در فضیلت قناعت، حکایت 12: 113)
سعدی معتقد است برای اثبات دوستی خویش باید از خود گذشته بود و صرفا بر منافع خود تاکید نکرد.
« برادر که در بند خویش است، نه برادر و نه خویش است» ( در اخلاق درویشان، حکایت 42: 106)
سعدی از دیگر ویژگیهای همنشین را خوی یکسان و سنخیت افراد با هم معرفی میکند که اگر غیر از این باشد، رنج در پی آرد:
جمعی چو گل و لاله به هم پیوسته
تو هیزم خشک در میانی رسته
چون باد، مخالف و چو سرما ناخوش
چون برف نشستهای و چون یخ بسته»
( در عشق و جوانی، حکایت 12: 140)
درک یکدیگر از دیگر خصوصیات خوب دوستی همدل است:
تا تو را حالی نباشد همچو ما
حال ما باشد تو را افسانه پیش
( در عشق و جوانی، حکایت 18: 144)
سعدی معتقد است در دوستیها باید حواسمان باشد، چرا که ممکن است روزی به دشمنی بدل شود:
« دوست را چندان قوت مده که اگر دشمن گردد بر تو غالب شود» ( در سیرت پادشاهان، حکایت 27: 79)
سعدی با ریزبینی خاص خود، حتی به میزان مراوده با دوستان نیز این گونه اشاره کرده است:
به دیدار مردم شدن عیب نیست
ولیکن نه چندان که گویند بس
اگر خویشتن را ملامت کنی
ملامت نباید شنیدن ز کس
( در اخلاق درویشان، حکایت 28: 99)
در باب بخشش در گلستان سعدی
در گلستان بسیار به غنیمت دانستن عمر و نیکی به دیگران اشاره شده است:
خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر
زان پیشتر که بانگ برآید فلان نماند
( در سیرت پادشاهان، حکایت 2: 59)
نکته تعلیمی قابل توجه در مورد بخشش و نیکویی در حق فرومایه است که به انتظار رویش گل در شوره زار تشبیه شده است:
زمین شوره سنبل بر نیارد
در او تخم عمل ضایع مگردان
نکویی با بدان کردن چنان است
که بد کردن به جای نیک مردان
(در سیرت پادشاهان، حکایت 4: 62)
سعدی به این باور که امروزه هم در جامعه وجود دارد؛ تاکید میکند که همان بازتاب نیکی در زندگیست:
هر که فریادرس روز مصیبت خواهد
گو در ایام سلامت به جوانمردی کوش
(در سیرت پادشاهان، حکایت 6: 63)
در باب حق شناسی
یکی از ویژگیهای پسندیده از نظر این شاعر بزرگ، حق شناسی و وفاداری است. حق شناسی باعث میشود نیکیهای دیگران در حق خودمان را فراموش نکنیم و همیشه از خودگذشتگی را تمرین کنیم:
آن را که به جای توست هر دم کرمی
عذرش بنه ار کند به عمری ستمی
(در سیرت پادشاهان، حکایت 24: 77)
نویسنده گلستان، بیان میکند که کارها، اعم از خوب و بد بازتاب خود را در زندگی دارد:
تا توانی درون کس مخراش
کاندر این راه خارها باشد
کار درویش مستمند برآر
که تو را نیز کارها باشد
( در سیرت پادشاهان، حکایت 35: 83)
در باب تجسس در کار یکدیگر
تنها خدواند است که از ذات آدمیان با خبر است و افراد اجازهی تجسس در کار یکدیگر را ندارند:
هر که را جامه پارسا بینی
پارسا دان و نیکمرد انگار
ور ندانی که در نهادش چیست
محتسب را درون خانه چه کار؟
( اخلاق درویشان، حکایت1: 86 )
گلستان سعدی و عیب جویی
عیب جویی در نزد بزرگان و شخص سعدی بسیار نکوهیده است:
هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بیگمان عیب تو پیش دگران خواهد برد
(در اخلاق درویشان، حکایت 4: 87)
در باب سخن چینی در گلستان سعدی
سخن چینی، آتش کینه و دشمنی را روشن میکند و آتش در ابتدا فرد سخن چین را خواهد سوزاند:
میان دو کس جنگ چون آتش است
سخن چین بدبخت هیزم کش است
میان دو تن آتش افروختن
نه عقل است و خود در میان سوختن
( در آداب صحبت، حکایت 12: 172)
در باب حسد
حسد از جمله خصلتهایی است که فرد را از درون میسوزاند و از دشمنان بیرونی هم سهمگینتر است:
الا تا نخواهی بلا بر حسود
که آن بخت برگشته خود در بلاست
چه حاجت که با وی کنی دشمنی
که وی را چنان دشمن اندر قفاست
( در آداب صحبت: 183)
در باب دروغ
در حکایتها و اشعار فارسی، در باب دروغ صحبتهای بسیاری شده است و حکیمان و ادیبان، افراد را از این فعل ناپسند بر حذر میدارند:
یکی را که عادت بود راستی
خطایی رود، در گذارند از او
وگر نامور شد به قول دروغ
دگر راست باورندارند از او
( درآداب صحبت: 186)
سخن آخر
آثار زبان و ادبیات فارسی، گنجینهای ارزشمند است که هر فارسی زبانی میتواند از آنها برای کسب خرد، اندیشه و زندگی بهتر بهره ببرد.
هر کدام از این ٍآثار دریایی است بس کرانه ناپدید؛ بر ماست که در ترویج این آثار و حکمتهایی که برای زندگانی ما دارد بکوشیم. در این میان گلستان سعدی، کتابیست بس پرحکمت و قابل تأمل برای اهل معنا.